چون تنگدست شدید به صدقه دادن با خدا سودا کنید . [نهج البلاغه]

ع*ش*ق

 
 
گفتی ...(دوشنبه 88 تیر 8 ساعت 8:7 عصر )

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسله ای نیست

 

 



 
لیست کل یادداشت های وبلاگ?
 




بازدیدهای امروز: 26  بازدید

بازدیدهای دیروز:15  بازدید

مجموع بازدیدها: 190527  بازدید


» لینک دوستان من «
» لوگوی دوستان من «
» فهرست موضوعی یادداشت ها «
» آرشیو یادداشت ها «
» اشتراک در خبرنامه «